شعری از برادر شهید آقای حکمت سعادت

کن نصیب من سعادت  -- به لبهای من رسان جام شهادت

زسوی خصم تیری ره سپر شد  -- جبینش تیر دشمن را سپر شد

به خون خوابید نخل قامت او  --  فرا آمد زمان راحت او

رسیدی بر تمام آرزوها  -- شنیدی از ملائک ادخلوها

تن خونین او را دیده‌ام من  -- به بالینش بسی نالیده‌ام من

رضا نام و سعادت شهرتش بود  --  رضای حق تعالی اجرتش بود

تمام لشکر ویژه عزادار  -- شد از فقدان آن الگوی ایثار

مزار او مطاف عاشقان گشت --  سلوکش رهنمای یاوارن گشت

بیابانک مدفن آن نازنین است  --  که از او مفتخر این سرزمین است

سپاهی بود و زینها بی شمارند  --  که گمنامند و جز نامی ندارند .

در این هفته که عنوانش بسیج است -- خروش عشق در جانش بسیج است

بیائید با شهیدان بست پیمان  --  که اجرا می‌کنیم احکام قرآن

سپاه و لشکر ما هم بسیجی است --  یگانه رهبر ما هم بسیجی است

خمینی هم که ما را راهبر بود --   بعنوان بسیجی مفتخر بود

مگویا باغبان اینها شعار است  --  بسیجی بودن من افتخار است

حکمت سعادت 7/9/1388

/ 2 نظر / 19 بازدید
آشنا

طوری تیتر زدید که گفتیم عجب حکمت هم شهید شد و ما خبر نداشتیم لطفا اینگونه بنویسید شعری از آقای حکمت سعادت برادر شهیدان احمد و غلامرضا سعادت.