سبکبالان شهرستان خور و بیابانک

وصیتنامه، زندگینامه و سیره شهداء منطقه

درباره شهید براتعلی شمسایی
ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٩  

مسافر کربلا ، شهیدبــراتعلی 

تـــاریخ دوران هشت ساله دفاع مقدس سراســــر ایثــــار ، فداکاری و پایمردی دلیــــر مــــــردانی است کـــه در راه دیــــن خدا و دفــــاع از خاک میهـــن و نامــوس از جـان خود گذشته و دوران بسیار درخشانی را در تاریخ این مرز و بوم به یادگار گذاشتند. این دلیر مردان با الهام گرفتن از قیام عاشورا و به عشق سالارشهیدان در جبهه های نور علیه ظلمت حماسه های بسیاری آفریدند. شهید بـراتعلی  یکی از این بزرگـــواران بود که پس از شهــادت پیـکر مطهرش11 سال در کربـلـای جبهه ها باقـی ماند تا شاهدی بر پایـــمردی و مقاومــت فــــرزندان این دیار باشد . تــکـــاور شهید بــــراتعلــــــی    ، متولد سال هزاروسیصد و چهل و چهار ، جمعی گردان 172 لشکر بیست و سه نیروی مخصوص « کلاه سبزها » در تیر ماه سال 1364 در عملیات قـادر درمنطقـه عملیـاتــی شمــال غــرب کــردستان « سید کان عراق » واقــع در 60 کیـــلومتری خاک عراق مفقود الاثر گردید. پیکـــــر مطهــــراین شهید بزرگوار پس از 11 سال توسط گـــروه های تفحص پیـکرهای مطهــــر شهـــدا شناسایــی گردیـــد و در روز جمعــه 18 خــرداد ، 1375 پس از تشییــــــع با شکـوهــی  بـه زادگاهـــش ،  منتقل گردید و درکنار دیگر شهــدای محل به خاک سپرده شد. مراسم تشییع پیکر مطهــر این شهید در  که از چند سال عطر شهــادت را در فضای این روستا پراکنده بود، طی مراسم با شکوهی با حضـــور مردم برگزار گردید و حضور دسته های سینه زنی و زنجیر زنی ، این مـــــراسم را به مراســم عـــــزاداری ســـــالار شهیـــدان پیوند زد . شایان ذکـــر است مرحـــوم نــور محمد ؛ پدر این شهــید بزرگوار، چند سال قبـل در حالی که درانتظــار فرزنـــد شهیـــدش بود به رحمــت خـــــدا پیوست.

از خداوند بزرگ می خواهیم که این شهید گرانقدر و پدر بزگوارش را با امام شهدا ، محشور گرداند

آمیــن یــا رب العالمین

در اینده وصیتنامه و مطالب دیگری از این شهید آورده خواهد شد.


کلمات کلیدی:
وصیتنامه شهید ابراهیم فرخ
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٩  

بسم الرب شهداء الصدیقین

مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد.

امام خمینی(ره)

وصیتنامه من این است که من وقتی شهید شدم کسی برای من مجلس عزا نگیرد و برای من گریه نکنند چون وظیفه هرجوانی این است که از دین و اسلامش دفاع کند و من هم یکی از کوچکترین آنها هستم که می خواهم بروم و از دین و اسلامم دفاع کنم. چون راه من راه الله است یعنی راه خداست این راه راهی است که همه باید به این راه خدمت کنند و از این راه پیروی کنند و از این راه یاری کنند و وقتی که من انشاء ا... شهید شدم من را در خور پهلوی قبر شهید وهب دفن کنید. پدر جان و مادر جان من هیچ راضی نیستم که شما برای من اشک بریزید شما باید افتخار کنید که چنین فرزندی را در راه اسلام داده اید این راه باعث افتخار من و شماست. چون که هرکس به شما رسد به شما می گوید خوش به سعادت شما که خدمت به اسلام کرده اید و پسر خود را در راه اسلام داده اید پدر و مادرجان اگر احتمالاً کسی به شما برسد گفت به شما او را از این راه آگاه کنید وبه او بلا بگوئید که چرا به ما تسلیت می گویید این را راهی نیست که هرکس جوانش را می دهد شما به او تسلیت بگوئید این راه راهی است که شما باید به او تبریک عرض کنید.پدرجان و مادرجان یک شب برای روح این جانب شهید فرزند ناقابل خود ابراهیم فرخ شبی که پدرم در خور است خواهرم و دایی ام را دعوت کنید حتماً یادتان نرود پدرجان اولاً هیچکس از من طلبی ندارد اگر احیاناً کسی از من طلبی دارد شما طلب من را به او پرداخت نمائید. این بود وصیتنامه من از جانب شهید ناقابل خود ابراهیم فرخ که او را در راه اسلام قربانی کرده ای.

 

 

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

پسر ناقابل خود شهید ابراهیم فرخ  28/10/60


کلمات کلیدی: شهید ابراهیم فرخ
متن کامل وصیتنامه پاسدار و معلم شهید
ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧  

بسم الله ارحمن الرحیم

 

«ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون ...»

خدایا تو خود شاهدی که با تمام بار سنگین گناهانم پا به جبهه گذاردم که شاید اندکی از بار گناهانم کم شود زندگیم که به اسلام خدمتی نکرد شاید شهادتم باعث خدمتی شود. وصیت من به پدر و مادر و سایر برادران و خواهران ایمانی این است که قدر این نایب مهدی(عج) را بدانند که اطاعت از او واجب شرعی می باشد. خواهران عزیزم عفت  و پاکدامنی را سر لوحه زندگی خودتان قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی کنید. باری من برای شما صبرمسئلت می نمایم و امیدوارم الطاف خفیه الهی هرچه بیشتر نصیب همه شما گردد.

پدر و مادر عزیزم از شما التماس دعا دارم و از شما می خواهم که برای من گریه نکنید همیشه بخندید چون من در راه مقدسی رفته ام و خوشحال هستم که به آرزویم رسیدم. امیدوارم که شما هم هر آرزویی که دارید به آن برسید از مردم خور تقاضای عاجزانه دارم اگر از من بدی دیده اند مرا ببخشند. امیدوارم که خداوند مرا هم در زمره شهدا قرار دهد.

درپایان درود برامام خمینی ابر مرد تاریخ و دشمن ابرقدرتها.

درود بر رزمندگان اسلام و تمامی شهدای به خون خفته.

درود برروحانیت مبارز درخط امام.

مرگ برآمریکا، مرگ برشوروی، مرگ بر منافقین.

 

 

آنجا که قلبم تیر دشمن را نشان است        این نکته از آموزگارم بر زبان است

اسلام اگر با کشتن من پایدار است            برگو ببارد بر سر از هر سو فشنگم 

 

سید محمد آل داود 25/2/61

 

 

 

 


کلمات کلیدی: سید محمد آل داود
خاطره ای از شهید خسروی توسط یکی از عزیزان
ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧  

بسم الله الرحمن الرحیم

هنوز باید امیدداشت که یاد شهدا دردلها زنده است آنان که با عروج خود و پرواز درملکوت این دنیای ناسوت را رها کرده و داغ فراق خویش را بردلهای ما نهادند. و اینک ما هستیم و فقط مزار آنها که به گفته ی امام شهدا (دارالشفابرای ما خواهد بود) اما شهدا، درکجای زندگی ما قراردارند؟ کیست که امروز مثل شهید خسروی با موتور دنبال سرویس خور به نایین آن زمان ، تا چاهملک برود تا خود را به جبهه برساند؟  خودم را عرض میکنم جسارت برکسی نباشد نام شهدا و یاد کردن از آنها فقط برای رسیدن به اهداف دنیایی دارد و لا غیر.


کلمات کلیدی: خاطره ،شهید خسروی
شهید علیرضا خسروی
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۳  

قسمتی از وصیتنامه شهید علیرضا خسروی «مسئول امور تربیتی آموزش وپرورش»

 

 

مردم بدانند که حقیر می خواهم خون خود را در راه اسلام و تثبیت خط امام خمینی بریزیم و می گویم که امام را رها نکنید ولایت فقیه می تواند این کشور را محافظت کند امام خمینی(ره) را که عصاره پیامبران و ائمه و ثمره خون شهدا است، بسیار اطاعت کنید.

اینجانب به بچه ها وجوانان محترم علاقه فراوان داشته و دارم و از آنها می خواهم که خود را مطابق اسلام و تعلیمات حیات بخش آن بسازند.

امور تربیتی آموزش و پرورش خور


کلمات کلیدی: شهید علیرضا خسروی
این وصیتنامه بسیار زیباست....
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۱  

بسم الله الرحمن الرحیم و بسم الله القاسم الجبارین

سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار

وصیتنامه شهید احمد سعادت

سلام بر شما ملت و امت شهید پرور و مقاوم حزب ا... ایران. سلام و درود بر شما ای پدر ومادر و ای یگانه همشیره و ای برادران من. برادر من راه را شناختم و پس آن را  برگزیدم و در راه خدا و برای خدا و برای پاسخ به ندای هل من ناصرینصرونی حسین عاشق شدم. برادر تو هنوز نمی دانم که دچار عاشقی شده ای یا نه نمی دانم که آیا عاشق حسین، عاشق علی، عاشق امام و عاشق ملت و میهن  شده ای یا نه. من و برادر عزیزم این برادر همسنگرم حکمت عاشق خدا شدیم و برادر نشانه عاشقی را در تو می بینم. برادر من می روم و به گفته معلم شهید آنها که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که ماندند بایستی کاری زینبی کنند و گرنه یزیدیند. و اکنون تو ای برادر آرزوی منی موقعی که شهید شدم تو بایستی به پدر و مادر دلداری بدهی. من می دانم که پدرم مرا خیلی دوست دارد و من شرمنده و خجلم از اینکه من نتوانستم به زحمتهای ایشان جوابی مثبت بدهم امیدوارم که تو بتوانی جواب اینهمه زحمتهای آنها را به خوبی بدهی. برادر سخنم را تمام کنم اما وصیت من این باشد که هرگز دست از این یار من، از این قلب تپنده ملت، از این پیرمرد که من نمی دانم که چگونه درآن گوشه جماران شب را به صبح می آورد. برادر بیا و لا اقل ربعی از اعمال او را ما هم انجام دهیم. برادر تو حافظ خون سرخ من. برادر تو حافظ راه من بلکه راه تمامی هم رزمانم. راه شهیدان محراب که به دست منافقین به شهادت رسیدند. محافظ راه رجائی وباهنر.  محافظ راه این شهید عزیزم این کسی که از همه چیز حتی از جان خودم بیشتر دوست می داشتم. شهید بهشتی ومطهری. برادر تویی که نماز می خوانی بعد از نمازت دست به دعا بردار و دستهایت را به سوی خدا بلند کن و بگو: خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.

یا حسین، یا مهدی، اگر مرگ من باعث می شود که تمامی مستضعفین از زیر بار ظلم و استکبار و استعمار نجات یابند، اگر مرگ من باعث می شود که دین تو درجهان حاکم گردد پس بگذار گلوله ها بیایند بر سر من و برادرم ببارد که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است. برادر دوباره تأکید می کنم که می دانم تو راهم را ادامه خواهی داد اما برادر تو هرگز نباید بگذاری که منافقین در داخل و خارج دست به توطئه و نفاق بزنند. آخر تو میدانی که منافقین مانند شیطان هر روز سوراخی را که ببینند بداخل آمده و زهر خود را می ریزند اما تو بدان که هیچگونه مؤثر نیست با این کار ها فقط آبروی خود را می برند و زحمت خویش را زیاد می کنند. واکنون ای پدر ومادر عزیزم، ای پدر و ای مادری که چه روزها و شبهایی را بیدار بودید و برای من زحمت می کشیدید. من که لیاقت تشکر را ندارم، خدا از شما تشکر کند. خدا به شما اجری جزیل عنایت فرماید. ای پدر و ای مادر درود برشما باد. شما مقامی بزرگ دارید. شما تربیتی به من دادید که علی به حسین یا داد. شما تربیتی به من دادید که من توانستم مایه سربلندی  و سرافرازی این بخش خوروبیابانک و مایه افتخار این فامیل باشم. امیدوارم من آخرین شهید نباشم. امیدوارم که حکمت راه مرا ادامه دار باشد و پس از حکمت رپا، و پس از رپا علی و علی اکبر.  وچرا مادر برادرانم را می گویم شما هم بایستی شهید بشوید. شما هم بایستی جهاد کنید و پس از من تو مادر عزیزم و تو پدر گرامی و ارجمندم در راه خدا جنگ کنید جهاد اکبر کنید یعنی جهاد با نفس، یعنی تهذیب نفس که انسان راه خوشبختی و سعادت را فقط از راه تهذیب نفس می آموزد. ای پدر و مادر و همشیره و برادران من اگر لیاقت شهادت را داشتم و شهید شدم هرگز بر مزارم  گریه مکنید و شما بایستی شیرینی وعطر وگلاب پخش کنید شادی کنید.

 درشهادت من شاد باشید تا دشمن گریه کند بر جنایت خود. آخر شما می دانید که اگر برمزارم گریه کنید دشمن شاد می شود پس هرگز مگذارید که دشمن شاد شود با شهادت من اینقدر خوشحالی کنید تا دشمن ناراحت شود. من از مال دنیا یک چرخ را داشتم مانند شهید مدرس وقتی که او را شهید نمودند 24 تومان از او به ارث مانده بود. من هم مانند او همین را از مال دنیا دارم. نه من بلکه ما تمامی مستضعیف جهان می باشیم که این جبهه های نبرد حق علیه کفر را پاسداریم، مائیم که این انقلاب را حامی می باشیم. آخر ثروتمند و مستکبر که دنبال این کارها نمی رود و رابطه ای با خدا ندارد. این چرخ را به برادم علی و حکمت اگر از جبهه برگشت می بخشم و دیگر اینکه مبلغ 2000 تومان هم درکمد گذاشته ام اینرا خود پدرم ترتیب آن را می دهد  یا می فرستید برای جنگ زده ها و یا به جبهه ها و یا خرج مزارم کنید. دیگر وقت ندارم فقط برای چندمین بار بگویم که هرگز گریه و زاری برای من نکنید. اگر خواستید گریه کنید برای ابا عبدالله الحسین گریه کنید. برای زینب گریه کنید. روی تمام برادران و خواهر و شما پدر و مادر را می بوسم.

به امید پیروزی حق علیه کفر و حاکمیت ا... برجهان.

والسلام علی عبادالله الصالحین و رحمه الله و برکاته

سرباز کوچک امام زمان احمد سعادت   24/2/1361

 

 


کلمات کلیدی: احمد سعادت
مژده راه اندازی رایانامه شهدا
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٠  

با سلام خدمت همگی شما هم شهرستانیهای عزیز؛

رایانامه وبلاگ سبکبالان شهرستان خور و بیابانک راه اندازی شد. عزیزانی که می خواهند عکس، خاطره و هر مطلب مناسبی برای ما بفرستند از این طریق عمل کنند.

فقط خواهشی که از عزیزان در وبلاگ های نقاط مختلف شهرستان دارم اینست چونکه از شهدای بقیه روستاها و شهرها اطلاعات خاصی ندارم عزیزان هر چه سریعتر این وصایا و تصاویر را از شهدای پر افتخار خود برای ما بفرستند.

 بامید زنده شدن دوباره تئوری،

 افکار و عملکرد دوباره این

 شهدا....

آدرس رایانامه این وبلاگ:

shohadaekhoor@gmail.com


کلمات کلیدی: رایانامه ،شهدا
وصیتنامه شهید امامقلی ایزدی
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٠  

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران خمینی بت شکن وامت شهید پرور ایران.

ودرود و سلام به شهدای بخون خفته، از صدر اسلام تا کربلای ایران.

ما زنده  ازآنیم که آرام نگیریم                    موجیم که آسودگی ما عدم ماست

وقتی جان ناقابل من باعث ترویج دینم و آزادی انسانهای مظلوم و مستضعف جهان گردد چرا لحظه ای در فداکردن آن درنگ کنم- و حال خداوند بزرگ به من و سایر برادران همرزمم این توفیق را عطا فرموده که در جبهه نبرد حق علیه باطل و کفر جهانی شرکت داشته باشیم. امیدواریم آن قدرت و توانائی را پروردگار به ما عطا فرماید که به خون خویش درخت اسلام را آبیاری کنیم یا زمانی از جبهه برگردیم که از صدام و صدامیان درجهان خبری نباشد و امیدواریم که امام زمان را که همواره یاری دهنده رزمندگان اسلام است در جبهه ملاقات کنم و بهترین جبهه تنها جائی است که انسان موفق بدیدار با او می شود. صدام و حامیان او بدانند که جمهوری اسلامی با خواست خداوند بزرگ و رهبری امام امت و یاور امت حزب ا... درمقابل ابر جنایتکاران شرقی و غرب ایستاده و آمادگی آنرا دارد بزرگترین ضربه ها را برپیکر کفر جهانی وارد آورد از خداوند می خواهم که به من توفیق عطا فرماید که تا آخرین نفس درجبهه اسلام حضور داشته باشم و تا جنگ به پیروزی نرسد از جبهه برنگردم در پایان از پدر و مادرم و خانواده ام و مردم شریف خور تقاضا دارم اگر با آنها بدی کردم مرا ببخشند و همچنین اگر کسی از من طلبکار است طلب خود را از خانواده ام بگیرند و همچنین اگر سومین فرزندم دختر بود زینب و اگر پسر بود حسین نامگذاری نمائید.

امامقلی ایزدی

3/3/60


کلمات کلیدی: شهید ،امامفلی ایزدی
وصیتنامه شهید عبدالحسین زرگر
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۸  

باسمه تعالی

پدرعزیزم اولاً ما را حلال کنید؛ امشب شب حمله است، این وصیت را می نوسیم تمام خویشان هرکس آمد که گفت من طلب کار حسین بودم به او بدهید. از همه یک به یک حلالیت را برایم بگیرید. مادر عزیزم از برای شهادت من زیاد گریه نکنی 25 سال پیش امانتی بوده که خدا به شما داده وحالا ازتان گرفته. مادرم!  درکوچکی هر چه اذیتت کرده ام حلالم کن، پسر و همسرم را به خدا می سپارم و شما هم مثل پسر ودختر خود به آنها مهربانی بکنید بعد از شهید شدن من کوچکترین حرفی به آنها نزنید من راضی نسیتم.

پدرجان دیگر عرضی ندارم  مار ا حلال کن، پدرجان مال دنیا هیچ ارزشی ندارد بعضی بچه ها درخواب دیده اند که کربلا را گرفتند. امام زمان ظهور خواهد کرد و با کمک امام زمان و سربازانش اسرائیل را نابود خواهیم کرد.

حسین زرگر            

امام را دعا کنید امام را تنها نگذارید


کلمات کلیدی:
وصیت نامه شهید حسین زرگر
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٧  

از شهدایی که وصیتنامه شان در اختیارم بود شروع کردم. من این وصیتنامه ها را خواندم. برای ما نسل سوم انقلاب خیلی عجیب و جالب است حتما مطالعه کنید. 

باسمه تعالی

این وصیت نامه ها انسان را می لرزاند وبیدار می کند.      

امام خمینی(ره)

 

 

 

وصیت نامه شهید حسین زرگر

بسم ا...الرحمن الرحمن والحمد الله رب العالمین والحمد الله الذی یؤمن الخائفین وینجی الصالحین ویرفع المستضعفین ویضع المستکبرین ویملک ملوکا ویستخلف آخرین والسلام علی زعیم مله والدین نایب الامام خمینی.

بنابر وظیفه شرعی وکسب رضای خدا متن زیر را با ایمان واعتقاد کامل به آن بعنوان وصیتنامه می نویسم  الذین امنو وهاجرو وجاهدوا فی سبیل ا... باموالهم وانفسهم اعظم درجه  عندا... واولئک هم الفائرون.(آیه 20سوره توبه).

با عرض سلام خدمت یگانه منجی عالم بشریت،برپا کننده حکومت جهانی اسلام حضرت ولی عصر امام زمان(عج) و با درود بر نایب برحقش امید مستضعفان جهان حضرت آیت ا...العظمی امام خمینی روحی وارواحنا فدا و با درود و سلام بر شهیدان پوینده راه حسین که فریاد هل من ناصر ینصرنی حسین زمان را لبیک گفتند  واز خود گذشتند و به خدا رسیدند بلکه شهیدان رفتند وبه معشوقشان رسیدند لکن راه وهدفشان باقی است وپوینده میطلبند.کجایند فریاد کنندگان(یا لیتنی کنت معکم فافوز معکم)کیانند عاشقان حسین که روز آزمایش فرا رسیده. امروز پسر فاطمه خمینی کبیر برای نصرت دینی خدا برکفر جهانی یاری میطلبد مرگ حق است پس چه بهتر که آن را چون حسین خود انتخاب کنیم وبه سعادت ابدی برسیم.

این جانب بنا بروظیفه شرعی واطاعت از امر ولی فقیه به منظور یاری دین خدا پس از مدتها انتظار خداوند این منت را بر من گذاشت تا توانستم درراه خدا هجرت کنم به امید اینکه پوینده راه شهیدان دین و قرآن که عاشقان ومظلومانه به معبودشان پیوستند و به فوز عظیم شهادت نائل شدند باشم. حقیر که درمدت عمرم نتوانستم خدمتی به اسلام و قرآن کنم باشد که خون ناقابلم رضایت خداوند سبحان را کسب و من را نیز جزء سالکان راهش قرار دهد. معاندین و منافقین بدانند که دادن خون برای حسین چیز کم ارزشی است و راحت طلبان که بقول قرآن گفتند(لاتعرفو فی الحر)، مروید درگرما، برای جهاد بگو(نارجهنم اشد حرا لو کانو یفقهون) آتش دوزخ سخت تر است درگرما اگر فهم داشته باشند که آن (ان الانسان  لفی خسر) حل شدن در مسائل مادی آسان و استخلاص ازآن سخت. حال که دیو صفتان شیطان پرست چنگالشان را به خونم آغشته و جسم من درمیان شماست مرا غمی نیست. چون که مطمئناً برادران و دوستان وفادارم سنگرهای جبهه را خالی نخواهند گذاشت که روز عمل است و به قول شهید مظلوم مطهری ( بهشت را به بها می دهند نه بهانه) وجنگ را آنقدر ادامه خواهیم داد که از طریق کربلا به قدس برویم. ای پدر ومادر عزیزم برشما درود وسلام باد که برای من زحمات گرانقدری کشیدید و دراین راه مرا یاری دادید از اینکه نتوانستم آنطوریکه باید وشایسته بود حق فرزندی را به جای آورم مرا ببخشید و از اینکه خداوند سبحان این منت مادی را بر من گذاشت سر به سجده حق نهید، که فرزندی بزرگ کردید که افتخار معامله با خدا را داشت که شیرینی شهادت در راه خدا با این لذات مادی و زود گذر دنیای مادی قابل مقایسه نیست و به این گفته خدا عمل کنید که(الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انالله وانا الیه راجعون) انشاءا... که از این آزمایش الهی سرافراز وموفق بدرآئید.

از برادران کوچک ...


کلمات کلیدی:
شروع بکار وبلاگ سبکبالان شهرستان خور و بیابانک
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٧  

بسم رب الشهداء و الصدیقین

با سلام خدمت تمامی شما عزیزان؛

همیشه در نظرم بود که چرا ما از شهدامون چیزی در بینمون نیست یعنی یاد و خاطره اونها فقط محدود شده به فاتحه خوانی بر سر مزارشون!!!  با خودم می گفتم که اونا چه فکرهای بلندی تو ذهنشون داشتند که حاضر شدن از عزیزترین چیزشون یعنی جان بگذرن. به فکر افتادیم که یکی از دسترس ترین وسایل ارتباط جمعی امروزه اینترنته. انشالله از امروز در صددیم که وصیتنامه این کبوتران آغشته به خون را با همکاری شما عزیزان از جای جای شهرستان خور و بیابانک جمع آوری کنیم و در این وبلاگ انعکاس بدیم. واقعا این وصیتنامه ها انسان را می لرزاند و بیدار میکند. لذا از همه وبلاگ نویسان و سایتها درخواست همکاری در این زمینه را داریم. هر مطلب و موضوعی اعم از وصیتنامه، زندگینامه، خاطره، عکس و .... از شهیدان محل خود دارید برای ما بفرستید تا در این وبلاگ بزنیم. انشالله با این کار بتونیم کوچکترین خدمتی به خون با ارزش شهدا کرده باشیم. از دیگر کاربران هم خواهش می کنیم همگی شروع به کار این وبلاگ را اطلاع رسانی کند. 


 
 
 
 
سبکبالان شهرستان خور و بیابانک سبکبالان شهرستان خور و بیابانک سبکبالان شهرستان خور و بیابانک سبکبالان شهرستان خور و بیابانک سبکبالان شهرستان خور و بیابانک سبکبالان شهرستان خور و بیابانک